
ایستگاه فضایی بینالمللی که پس از جنگ سرد در همکاری با روسیه طراحی و ساخته شده، همانند بسیاری از پروژههای بزرگ ناسا، بسیار بیشتر از عمر طراحی اولیهی خود یعنی ۱۵ سال دوام آورده است. با این حال، هیچچیز در محیط خشن فضای بیرونی برای همیشه ماندگار نیست. ایستگاه فضایی بینالمللی سازهای در حال قدیمیشدن است و ناسا به دلایل ایمنی تصمیم دارد آن را در سال ۲۰۳۱ بسوزاند.
مطابق بیانیهای که در ۲۶ ژوئن منتشر شد، ناسا برای انهدام ایستگاه فضایی بینالمللی قراردادی به قیمت حداکثر ۸۳۴ میلیون دلار را به اسپیس ایکس واگذار میکند. بر اساس این قرارداد، اسپیس ایکس باید فضاپیمایی مخصوص را برای خارج کردن ایستگاه از مدار و هدایت آن به سمت سرنوشت گریزناپذیرش در جوی زمین بسازد.
اکنون هیچ جزئیاتی در مورد فضاپیمای نابودگر آزمایشگاه مداری در دست نیست. اما آنچه به وضوح قابل بیان است، این است که فضاپیماهای جاری اسپیس ایکس، از جمله دراگون و استارشیپ، برای خارج کردن ایستگاه از مدار مناسب نیستند. بدین معنی که این شرکت یا باید یکی از فضاپیماهای حاضر را با ماموریت مورد نیاز ناسا سازگار کند یا از صفر دست به طراحی و ساخت نمونهی تازه بزند.
فریض از شکل و ظاهر نهایی فضاپیمای خارجکنندهی ایستگاه فضایی از مدار، انجام این کار قطعا چالش فنی بزرگی خواهد بود. ایستگاه فضایی بینالمللی به احتمال زیاد پیچیدهترین پروژهی ساختوساز اجراشده تا به حال و بیشک بزرگترین و گرانترین سازهی فضایی است. سرهمکردن ۴۲ ماژول ایستگاه که از سال ۱۹۹۸ آغاز شد، به ۴۲ پرتاب گوناگون از زمین نیاز داشت. ایستگاه تقریبا به اندازهی خانهای ۶ خوابه که در فضایی به اندازهی یک زمین فوتبال گسترده شده، فضای داخلی دارد و با وزن بیشتر از ۴۵۰ تن یا معادل تقریبا سه نهنگ آبی بزرگ، به شدت سنگین است. بیشک تخریب ایمن این چنین سازهای حتی سختتر از مونتاژ آن خواهد بود.
با این حال، ایستگاه فضایی تا این مدت چند سال دیگر زمان دارد. ناسا میگوید تصمیم دارد سکونتگاه مداریاش را تا آخر سال ۲۰۳۰ عملیاتی نگه دارد و آژانسهای فضایی همکار در کانادا، اروپا و ژاپن با این تصمیم موافقاند. روسکاسموس، آژانس فضایی روسیه نیز که در شراکت با ناسا هدایت ایستگاه و ادارهی چندین ماژول کلیدی را برعهده دارد، اکنون تنها تا سال ۲۰۲۸ متعهد به همکاری است.
اما اصلا چرا باید ایستگاه فضایی را تخریب کنیم؟ آزمایشگاه مداری به لطف فعالیت طولانی و مستمر خود، در سه دههی گذشته سکونت دائم انسان در مدار نزدیک زمین را حفظ کرده است. آخرین بار که هیچ انسانی در مدار وجود نداشت، نوامبر سال ۲۰۰۰ بود؛ یعنی درست پیش از رسیدن یک فضانورد ناسا و دو کیهاننورد روس به عنوان اولین خدمهی ایستگاه فضایی بینالمللی. ایستگاه فضایی اکنون نمادی قوی از عصر فضا و همکاری بینالمللی در علم محسوب میشود که فراتر از منازعات ژئوپلیتیکی روی زمین، به فعالیتش ادامه داده است.
برخی از طرفداران ایستگاه فضایی بینالمللی استدلال میکنند که این سازه به هیچ وجه نباید از بین برود. در عوض، آنها فکر میکنند که ایستگاه را باید تا مداری بسیار مرتفع بالا برد و برای همیشه در آنجا رها کرد تا به عنوان مدرکی از قوت مهندسی انسان در فضا باقی بماند. اما ناسا میگوید این ایده به شدت غیرعملی و بسیار گران خواهد بود. علاوه بر این، ایستگاه اکنون شکننده است و هرچه زمان بیشتری در مدار بماند، شکنندهتر خواهد شد. ایستگاه دیر یا زود آغاز به از همپاشیدن خواهد کرد و هرچه باقیمانده بیشتری از آن جدا شود، احتمال برخوردهای فاجعهبار زبالههای فضایی و محدود شدن فعالیتهای فضایی افزایش خواهد یافت.
برخی افراد مبتلا به نوستالژی، میخواهند قسمتهایی از ایستگاه فضایی جدا و با بازگشت ایمن به زمین، به موزه بروند. اما این ایده نیز از نظر لجستیکی بسیار چالشبرانگیز است. هرچند ایستگاه فضایی در مدار مونتاژ شده، برای جداسازی در آنجا طراحی نشده و هیچ فضاپیمایی اکنون ظرفیت بار کافی برای حمل ماژولهای ایستگاه فضایی به زمین را ندارد.
ناسا سناریوهای دیگر از جمله تغییر کاربری ایستگاه در مدار و واگذاری ادارهی آن به بخش خصوصی را نیز در نظر گرفت؛ اما همه آنها، چشماندازهایی به مراتب تیرهتر را به وجود میآورند.
در نتیجه، فرجام آتشین تنها گزینه باقیمانده است و با دقت به چالشهایی که در جداسازی ماژولها وجود دارد، ایستگاه فضایی بینالمللی به طور یکپارچه منهدم خواهد شد. روی کاغذ، این ایده جواب میدهد؛ چون در نتیجه اصطکاک ایستگاه با جو، گرمایی آتشین به وجود میآید که مواد عبوری را میسوزاند.
با این حال، خارج کردن این چنین سازهی بزرگی از مدار کاملا بیخطر نیست و همچنان احتمال رد شدن اجسام بزرگتر از جو و سقوط روی زمین وجود دارد. در همین جا، اهمیت قرارداد تازه با اسپیس ایکس برجسته میشود. فضاپیمایی که این شرکت قرار است بسازد، باید به ایستگاه متصل شود و سپس در یک مانور با دقت طراحیشده، آن را با کمترین خطر ممکن به درون جوی زمین بکشاند.
سناریوی احتمالی این است که ابتدا ایستگاه فضایی بینالمللی از ترکیبی از کشش طبیعی و در صورت لزوم، از موتورهای خود برای حرکت به مدار پایینتر و انتقال تا ارتفاع کمتر از ۳۳۰ کیلومتری از سطح زمین بهرهبرداری میکند. سپس فضاپیمای اسپیس ایکس تقریبا یک سال پیش از تاریخ برنامهریزیشده برای خروج از مدار و در حالی که فضانوردان تا این مدت در ایستگاه سکونت دارند، پرتاب میشود.
در طول آن یکساله، ارتفاع ایستگاه به افت ادامه خواهد داد و آخرین فضانوردان ساکن به زمین بازخواهند گشت. در آن زمان، ایستگاه برای اولین بار در ۳۰ سال گذشته خالی از سرنشین خواهد شد. بسته به شدت نزول ایستگاه، فضاپیمای اسپیس ایکس مجموعهای از مانورهای مداری را برای کشاندن ایستگاه از ارتفاع تقریبا ۲۵۰ کیلومتری تا نزدیک به ۱۴۵ کیلومتری انجام خواهد داد.
در آن منطقه از جو، ضخامت هوا بدین معنی است که ایستگاه کمتر از یک ماه زمان برای گردش به دور زمین خواهد داشت. سپس در نهایت سختی نهایی اعمال میشود و فضاپیما، موتورهای خود را به مدت حداکثر یک ساعت روشن میکند تا ایستگاه فضایی را از بین ضخیمترین و خطرناکترین لایههای پایینی جو عبور دهد. زمان سوختگی با دقت تعیین میشود تا مطمئن حاصل شود که ایستگاه و هر زبالهی تولیدی، بر فراز قبرستان باقیمانده مداری در اقیانوس آرام جنوبی سقوط میکند.
ناظران زمینی میتوانند منظرهی سقوط ایستگاه در جو را همانند مراسم آتشزدن اجساد تماشا کنند. در آن زمان با درخشش آخرین شعله از باقیمانده ایستگاه فضایی بینالمللی، بزرگترین سازهی فضایی انسانساخت و نماد همکاری بشر در فضا برای همیشه ناپدید خواهد شد.